<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات میان رشته‌ای زبان و ادبیات فارسی</title>
    <link>https://jispll.urmia.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات میان رشته‌ای زبان و ادبیات فارسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل اشعار رهی معیری از دیدگاه رمانتیسم</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121668.html</link>
      <description>با ظهور انقلاب صنعتی در اواخر قرن هجدهم، تحولات عظیمی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حادث شد. این تحولات، به تبع خود، نارضایتی‌هایی را در میان مردم به وجود آورد. رمانتیسم به عنوان یک واکنش به این تحولات، به دنبال ارزش‌های انسانی و معنوی گمشده در دنیای صنعتی بود. در عرصه ادبیات نیز ریشه‌های رمانتیسم را می‌توان در آلمان و در آثار نویسندگانی مانند یوهان ولفگانگ فون گوته، فردریش شیلر و نوالیس جستجو کرد. اصول عمدۀ این مکتب تاکید بر آزادی، احساس و تخیل، کشف و شهود، فرد گرایی و گرایش به طبیعت است. این اصول اصلی به همراه خصیصه های دیگر این مکتب بعضا در شعر شاعران معاصر فارسی نیز مورد توجه واقع شده است. در مقاله حاضر به بررسی و تحلیل مجموعه اشعار محمد حسن رهی معیری از منظر رمانتیسم پرداخته شده است و میزان تاثیر پذیری این شاعر معاصر از اصول و مبانی مکتب مذکور با ذکر مستندات لازم بیان شده است.نتایج پژوهش حاکی از آن است که بخش اعظمی از خصیصه های مکتب رمانتیسم از قبیل آزادی در عشق ورزی، توجه ویژه به ابعاد متنوع شخصیت فردی، تاکید خاص بر هیجانات، تمایل به انزوا و کشف و شهود و.... در شعر رهی معیری بازتاب قابل توجهی دارند که در متن مقاله با ذکر شواهد متعدد به آنها اشاره شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولین جرقه‌های شعر نو فارسی درجریان قیام شیخ محمد خیابانی با تأکید بر شعر شمس کسمایی</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121680.html</link>
      <description>The Iranian Constitutional Revolution, initiated to reform the Qajar government&amp;amp;rsquo;s political structures, introduced the discourse of modernization as its central paradigm. This discourse not only influenced the Constitutional Revolution and Iranian society but was itself nourished and evolved by constitutional concepts. In less than two decades after political failure of Constitutionalism, the notion of modernization was reinvented and reached maturity in Sheikh Mohammad Khiabani&amp;amp;rsquo;s uprising in Tabriz. During this era, literature, especially with a modernist approach, played a pivotal role in redefining and revitalizing the notions of freedom and reform. In this context, modern Persian poetry, the initial sparks of which were observed during this uprising, profoundly influenced Iran&amp;amp;rsquo;s counterparty culture and literature. Shams Kasmaei, as the first female poet to introduce Nimai&amp;amp;rsquo;s poetry to Iranian literature, stands as one of the most prominent figures of this movement. Drawing on the social and political notions of Khiabani&amp;amp;rsquo;s uprising, her works substantially contributed to strengthening the literary modernism movement in Tabriz. This article, with an emphasis on Shams Kasmaei&amp;amp;rsquo;s poetry, examines the mutual interaction between the Khiabani&amp;amp;rsquo;s uprising and literature. It further demonstrates how the uprising paved the way for the growth and expansion of modernist literature, and how literature, in turn, reinforced the discourses of reformism and modernity within this historical movement.</description>
    </item>
    <item>
      <title>لغزشگاه‌های ویراستاری بازنشرِ آثار ادبی (براساس مطالعه‌ای تفصیلی بر روی چاپ مجددی از خمسۀ نظامی چاپ مسکو)</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121694.html</link>
      <description>امروزه یکی از مشکلات بازار نشرـ که از کساد و رکود بازار پژوهش‌های واقعی ازجمله تصحیح پرزحمت و ملال‌آور و بی‌مشتری نسخه‌های خطی حکایت می‌کند ـ تجدید چاپ‌های مکرّر و بی‌رویۀ متونی است که سال‌ها پیش به کوشش و دانش و باریک‌بینی یکی از استادان مسلّم ادب فارسی چاپ و منتشر شده و اکنون با گذشت سی‌سال از تاریخ درگذشت مصحّح، هرگونه مانع قانونی از سر راه چاپ مجدّد آن برداشته شده است.امّهات متون ادبی از شاهنامۀ فردوسی و خمسۀ نظامی گرفته تا کلیات سعدی و مثنوی و غزلیات شمس و حافظ و ... امروزه از این طریق به دست خوانندگان پرشمار آن&amp;amp;lrm;ها می‌رسد.بعضی‌ها حتّی حوصلۀ این انتظار طولانی را هم ندارند و برای تجدید چاپ بی‌دردسر این‌گونه آثار راه کوتاه‌تری پیدا کرده‌اند. این&amp;amp;lrm;ها در ذیل هر صفحه از کتاب، یکی دو لغت را معنی می‌کنند و مقدمه‌ای مقتبس از تاریخ ادبیات به اوّل کتاب می‌افزایند و آنگاه کتاب را بدون اعتنا به حقّ مصحّح، به اهتمام و مقدّمه و شرح خود به چاپ می‌رسانند!در این مقاله، با مطالعۀ موردی یکی از این‌گونه تجدید چاپ‌ها ـ خمسۀ نظامی چاپ نشر ققنوس از روی نسخۀ چاپ شوروی ـ سعی کرده‌ایم لغزش‌هایی را که ویراستاران در حین بازبینی و بازخوانی و تصحیح شیوۀ خط و نشانه‌گذاری این قبیل متون، مرتکب می‌شوند، گوشزد کنیم تا ناشران در بازنشرِ این آثار، با احساس مسئولیت بیشتر و رعایت حدّاقل‌های علمی و فنّی عمل کنند و حقوق خوانندگان را ملحوظ دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل روابط فرازناشوئی در رمان چهل سالگی</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121760.html</link>
      <description>یکی از بحران های اجتماعی معاصر که به شکلی پنهان، بنیان خانواده را تهدید می‌کند، روابط فرا زناشویی است روابط فرا زناشویی دربردارندة کلیه رفتارهای زن یا مرد، بیرون از قلمرو خانواده که سبب ایجاد احساس دوستی، عشق، عاطفه و روابطی غیر اخلاقی می‌شود: این روابط در زندگی خانوادگی به دلیل عوامل درونی و بیرونی مختلفی شکل می‌گیرد و در صورت عدم درمان، چارچوب خانواده را متزلزل و به سوی فروپاشی می برد. در سنوات اخیر، شماری از نویسندگان، در آثار داستانی خود ضمن اهتمام به مسائل گوناگون، به این پدیدة روانی و اجتماعی نیز توجه داشته اند. ناهید طباطبایی به عنوان یکی از این نویسندگان در رمان چهل سالگی به واکاوی این معضل اجتماعی پرداخته و خوانشی متفاوت از این پدیده را در بحران میان سالی شخصیت داستانی خویش ارائه کرده است. به همین سبب در این پژوهش به روش تفسیری_ تحلیلی به بررسی عوامل شکل‌گیری، شیوۀ ارائه و راهکار حل رابطۀ فرا زناشویی در رمان چهل سالگی پرداخته‌ایم. طبق یافته‌های این تحقیق، نویسنده علل شکل‌گیری چنین ارتباطی را در زندگی شخصیت اصلی داستان، نارضایتی از روابط عاطفی، عدم صمیمیت میان زن و مرد، نگرش سهل‌گیرانه و بحران میان سالی می‌داند و راه درمان آن را همفکری، همراهی و همدلی اعضای خانواده و سوق دادن میل ممنوعه به یک پدیدۀ متعالی، همچون هنر (نوازندگی ) معرفی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تطبیقی ساختار صحنه در رمان شازده احتجاب هوشنگ‌گلشیری براساس نظریۀ لئونارد بیشاپ</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121761.html</link>
      <description>زمینه‌ای که شخصیت‌های داستان در آن نقش خود را به صورت پررنگ نشان می‌دهند در اصل صحنۀ است. صحنۀ داستان، محلی است که آکسیون داستان در آن واقع شده است، زمینه‌ای است که اشخاص داستان نقش خود را بر آن بازی می‌کنند. نویسنده برای این‌که بتواند هم محیط داستان را به خواننده منتقل کند و هم رغبتش را زایل نکند ناچار باید از روش‌هایی بهره گرفته باشد که ساختار صحنه نامیده می‌شود. میزان اهمیت محل وقوع داستان بستگی به نوع داستان دارد. هوشنگ گلشیری در رمان شازده احتجاب از روش‌هاای گوناگونی در ساختار صحنه استفاده کرده است که عبارتند از : آماده‌سازی دوگانه، شروع کردن از وسط صحنه، استفاده تصنعی از فنون داستان‌نویسی، استفاده مکرر از صحنه‌هایی که دوشخصیت دارند، انتقال صحنۀ آینده به زمان حال، ایجاد تعادل بین حادثه و تجربۀ شخصیت، تقسیم صحنه‌های تک حادثه‌ای است. هدف این پژوهش واکاوی تطبیقی ساختار صحنه یا استخراج تکنیک‌های صحنه‌پردازی در رمان شازده احتجاب هوشنگ گلشیری بر اساس نظریۀ لئونارد بیشاپ است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و به شیوۀ کتابخانه‌ای است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد شمار قابل توجهی از مولفه‌های این نظریه در رمان شازده احتجاب هوشنگ گلشیری حضور دارند که پربسامدترین آن ارائه گذشته و آینده به شکلی نمایشی، استفاده مکرر از صحنه‌هایی که دوشخصیت دارند و حفظ تداوم صحنه‌های طولانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ازخودبیگانگی فردی و اجتماعی در اشعار سیمین بهبهانی با رویکرد نظریۀ اریک فروم</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121769.html</link>
      <description>بررسی ازخودبیگانگی فردی و اجتماعی در اشعار سیمین بهبهانی با رویکرد نظریۀ اریک فروم چکیدهازخودبیگانگی، یکی از مهم ترین مسائل انسان شناختی است که در رشته های گوناگون همچون: جامعه شناسی، روان شناسی، فلسفه، الهیات و ادبیات مورد توجه قرار گرفته است. اریک فروم معتقد است عواملی همچون: فقدان روابط انسانی، بت پرستی(چه به شیوه قدیم و چه نوین)، عدم معنا و هدف در زندگی، شهوت، قدرت، تسلط سرمایه داران و... موجب ازخودبیگانگی فردی و گاه نیز دچار بیگانگی با همنوع می شود. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی ازخودبیگانگی فردی و اجتماعی در اشعار سیمین بهبهانی بر پایۀ نظریۀ اریک فروم می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیمین در اشعارش به وضوح به مسئله از خودبیگانگی و تنهایی انسان معاصر اشاره می‌کند. او به خوبی نشان می‌دهد که چگونه تبعیض اجتماعی، جنگ، درد و رنج، فقر و ناامیدی می‌تواند موجب از خودبیگانگی افراد شود. اشعار بهبهانی نه تنها بازتاب دهندۀ دردها و رنج‌های فردی که موجب ازخودبیگانگی در وی می شوند، وی گاه نیز برای پیدا کردن هویت و معنای زندگی و رهایی از بیهودگی، سعی در برقراری ارتباط با دیگران دارد.واژه های کلیدی: اریک فروم، سیمین بهبهانی، از خودبیگانگی، بیگانگی با همنوع، تبعیض اجتماعی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی عناصر روایت‌ در آثار ژان تُله و بهرام صادقی</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121972.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تطبیقی مهم‌ترین عناصر داستانی آثار نویسنده ی فرانسوی ژان تُله با آثار بهرام صادقی می‌پردازد. نگارندگان با ابزار کتابخانه ای و مطالعه ی همه ی آثار دو نویسنده، داده های به‌دست‌آمده را به‌ صورت توصیفی، تحلیل کرده‌اند. آثار این دو نویسنده، باوجود تفاوت‌های فرهنگی و زیست جغرافیایی ناهمگون، شباهت‌ هایی باهم دارند. نتیجه ی به‌دست‌آمده از پژوهش حاضر، علاوه‌بر شباهت های کلی آثار صادقی و تُله، واجد جنبه های مشترک در ساختار و عناصر داستان است. شخصیت های داستان‌ های صادقی تاحدودی در دوران زیست نویسنده، مصداق دارند و رمان آدم‌خواران تُله نیز شرح جنایتی واقعی در فرانسه و کاراکترهای رمان مغازۀ خودکشی، حد اقل از نظر نامگذاری جای‌گزینی از افراد بنام دنیای واقعی است که دست به خودکشی زده‌اند. بنابراین، کاراکتر‌های تُله با آنکه الهام‌ گرفته از شخصیت‌ های حقیقی و متأثر از واقعیت هستند، اما مصداق بیرونی کمتری دارند و بیشتر آیرونیک، گروتسکانه و غیرعادی هستند. شخصیت‌ پردازی‌ های دقیق و مرکزیت هستی و مرگ، طنز سیاه، فضاهای وهم‌ آلود و سوررئالیستی وجوه بارز شباهت میان آثار نویسندگان مذکور است. شخصیت هلن در رمان فرشته ی سمی بسیار شبیه شخصیت دکتر حاتم در رمان ملکوت صادقی است، هر دو برخلاف ظاهر مقبولشان شیطان‌ هایی هولناک‌ اند که دست به قتل‌های سریالی می‌زنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پدیدار شناسی مقصود؛ بررسی پدیدار شناسی هرمنوتیک حالات و محتوای خودآگاهی پس از «وصال» در غزلیات حافظ</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121882.html</link>
      <description>غزلیات حافظ نقش بزرگی در زندگی روحی- روانی قوم ایرانی ایفا کرده است. ایرانیان چندین قرن است با این غزلیات انس گرفته و در شرایط مختلف زندگی و در بزنگاه‌های خاص بدان مراجعه کرده‌اند. همچنین عارفان و سالکان راه طریقت، در مسیر اعتلای شخصی خودشان از این غزلیات به منزلۀ چراغ راهی در تاریکی های سلوک استفاده می‌کرده‌اند و گذر سال‌ها و قرن‌ها باعث کمرنگ شدن نفوذ این غزلیات در زندگی ایرانیان نشده است. اما چرا غزلیات حافظ چنین تأثیر گذارند؟ و چنین نفوذی را از کجا پیدا کرده اند؟ و راز ماندگاری و تأثیرگذاریشان علاوه بر نسل‌های مختلف ایرانی، بر بزرگان دوره‌ها و اعصار مختلف جهان همچون گوته، نیچه و دیگران در چیست؟مقاله حاضر با رویکردی میان‌رشته‌ای و با بهره‌گیری از روش هرمنوتیک، به تبیین کارکرد غزلیات حافظ از منظر روان‌پزشکی و در چارچوب نظریۀ رشد خودآگاهی کلونینگر است که رشد و اعتلای خودآگاهی را عالی‌ترین سطح تحول شخصیت و شرط بنیادین دستیابی به احساس نیک‌زیستی تلقی می‌کند.در این پژوهش، خودآگاهی به‌مثابۀ پدیده‌ای چندبعدی در سه بعد &amp;amp;laquo;عمودی&amp;amp;raquo; (شدت و حدت آگاهی)، &amp;amp;laquo;افقی&amp;amp;raquo; (وسعت میدان آگاهی نسبت به محیط) و &amp;amp;laquo;عمقی&amp;amp;raquo; (میزان نفوذ آگاهی به لایه‌های درونی روان شامل افکار، هیجانات، انگیزه‌ها و محتوای ناخودآگاه) مفهوم‌پردازی می‌شود. نشان داده می‌شود که غزلیات حافظ ظرفیت آن را دارند که در هر سه بعد، نقش تسهیل‌گر رشد خودآگاهی را ایفا کنند. همچنین پنج مرحلۀ اصلی رشد خودآگاهی&amp;amp;mdash;آگاهی بر بودن، آگاهی بر ارادۀ آزاد، آگاهی بر زیبایی، آگاهی بر حقیقت و آگاهی بر خیر&amp;amp;mdash;با استناد به ابیات منتخب حافظ تحلیل می‌شود.با نگاه روانپزشکی، نگارنده به این باور رسیده که این غزلیات می‌توانند همچون دفترچۀ راهنمایی برای رشد و اعتلای خودآگاهی عمل نمایند، به شرطی که با نگرش روانپزشکی تجربی و از منظر سیر رشد خودآگاهی این غزلیات را تفسیر نماییم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انواع پیکرگردانی زن در فرهنگ افسانه های مردم ایران</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121871.html</link>
      <description>پیکرگردانی، تغییر شکل ظاهری با استفاده از نیروی ماوراءالطبیعی از صورتی به صورتی دیگر و یا توانایی به انجام امور خارق‌العاده است، بی آن که در ظاهر تغییری روی دهد. این جستار، با هدف بررسی انواع پیکرگردانی زن در قصه‌های عامیانه، با روش تحلیلی &amp;amp;ndash; توصیفی و نیز رویکرد کیفی &amp;amp;ndash; کمی مجموعة 19 جلدی فرهنگ افسانه‌های مردم ایران را با حدود 2200 قصه کاوش کرده است. در بررسی‌های صورت گرفته در این جستار، ضمن برقراری ارتباط میان پیکرگردانی و موتیف زن و توجه به جنبه‌های مختلف دگردیسی، مواردی از انواع پیکرگردانی زن یافته شد که براساس آن، می‌توان مؤلفه‌های جستجوی انواع پیکرگردانی‌ها را گسترش داد. در این پژوهش، با توجه به گونه‌های متفاوت پیکرگردانی زن در قصه‌های عامیانه، ضمن بهره‌بردن از شیوه معمول در پژوهش‌های مرتبط با پیکرگردانی(برپایۀ تقسیم‌بندی کتاب پیکرگردانی در اساطیر) یعنی شکل پیکرگردانی، برای نخستین بار دو صورت عامل و منشأ پیکرگردانی با مؤلفه‌های؛ عامل درونی، عامل بیرونی، عامل درونی بیرونی و نیز ساختار پیکرگردانی؛ شامل دو مؤلفه خطی و دگردیسی نیز بررسی می‌شود. برپایه نتایج این پژوهش، با بررسی 1168قصه، پیکرگردانی براساس عامل بیرونی با 123مورد، پیکرگردانی خطی با 134 مورد و پیکرگردانی حیوان به زن با 36 مورد، بیشترین بسامد را در میان انواع پیکرگردانی بررسی شدة مرتبط با زن دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>در جستجوی هویت: نقد و تحلیل چالش‌های مدیریت فرهنگی در مقبرةالشعرای تبریز</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121883.html</link>
      <description>تبریز، شهری که گنجینه ای فاخر از میراث فرهنگی و میراث شعری فرهنگ و تمدن ایرانی را در مقبره الشعرای خود نهفته دارد، یادآور تاریخ غنی ادبی ایرانی تاریخی و تأثیر عمیق شاعران نامدار آن است. با کاوش در اعماق مفاهیم نهفته در این مقبره تاریخی، نه تنها به اهمیت تاریخی و ارزش فرهنگی آن پی می‌بریم، بلکه چالش‌های بی‌شمار در مدیریت و حفظ چنین میراث گران‌ قیمتی را نیز کشف می‌کنیم. این مقاله از دریچه تحلیلی و انتقادی، گذاری بر چالش‌های مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی مقبره الشعرا داشته است. خط مشی گذاری ، نگاه استراتژیک و راهبردی و در نهایت مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی به عنوان یکی از شاخه های مهم و نوین دانش مدیریت محسوب می شود و در جهان امروز که دارای پیچیدگی های فرهنگی بسیاری است جایگاهی مهم در مباحث دانشگاهی و علمی یافته است. در این پژوهش ضمن بررسی وضعیت موجود مدیریتی مقبره الشعراء تبریز ، نقدی بر شیوه های جاری مدیریتی آن داشته و با بررسی برخی علل و عوامل کیفی و کمی تاثیرگذار بر شکل گیری این چالش ها، سعی بر آن شده است که بینش‌هایی را درباره پیچیدگی‌های حفاظت، حکمرانی و چشم‌انداز در حال تحول گردشگری و توسعه در این مجموعه فاخر فرهنگی و تاریخی ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روابط بینامتنی شهریار با فردوسی بر اساس نظریه ترامتنیت ژنت</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121870.html</link>
      <description>نظریه ترامتنیت رویکردی ساختارگرایانه در مطالعه روابط بینامتنی است که  ژرار ژنت فرانسوی آن را ابداع کرده است. تأکید این نظریه بر تعریف و فهم یک اثر ادبی در ارتباط آن با سایر متون است. نویسنده یا شاعر از آثار پیش از خود یا معاصر با خود تأثیر می پذیرد؛ به عبارت دیگر این آثار در آفرینش اثر او نقش دارند. یکی از شاعرانی که می توان اشعار را بر اساس روابط بینامتنی و گفتگوی متن ها مورد مطالعه قرار داد شهریار است که حضور و تأثیر متون مختلف را در متن اشعار او به گونه های مختلف می توان مشاهده کرد. در این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی و و با استفاده منابع کتابخانه ای صورت گرفته روابط بینامتنی شهریار با فردوسی بر اساس نظریه ترامتنیت ژنت بررسی شده است. فرض نویسندگان بر این بوده است که شهریار در ساختار و محتوای اشعار خود، آگاهانه با شاهنامه فردوسی پیوند بینامتنی ایجاد کرده و از آن بهره‌مند شده‌است. مبتنی بر این ایده و بر اساس نظریه ترامتنیت ژنت تأثیرپذیری شهریار از شاهنامه فردوسی اثبات شده است.  نتایج پژوهش بیانگر این است که در روابط بینامتنی شهریار و فردوسی، از میان محورهای پنجگانۀ ژنت، برای فرامتنیت و  سرمتنیت مصداقی وجود نداشت و مقاله دربردارنده روابط بینامتنی در سه محور بینامتنیت، پیرامتنیت و بیش متنیت است که شواهد و مصداق های هر سه مورد به دقت استخراج و تحلیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درآمدی بر موقعیت «شهریار» در میدان ادبی ایران</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121899.html</link>
      <description>از جمله دست‌افزارهای پژوهشگر حوزۀ ادبیات، آشنایی با نظریه‌های ادبی و بهره‌مندی از آن‌ها است. او به کمک نظریه می‌تواند به دو اصل مهم در پژوهش برسد: نخست، هدفمندی و سازمندی؛ دوم، پی بردن به لایه‌ها و روابط پنهان یک پدیده یا متن. پرسش بنیادین این پژوهش را می‌توان چنین طرح کرد که به کمک نظریۀ میدان پیر بوردیو، چگونه می‌توان جریان‌های ادبی سال‌های 1285 تا 1367 هجری شمسی را صورت‌بندی کرد؟ دوم این‌که شهریار، چه جایگاهی را در این صورت‌بندی تصاحب کرده است؟ با چه مؤلفه‌هایی؟ این پژوهش با توجه به مطالعات کتابخانه‌ای و روش تلفیقی(بنیادی- کاربردی و با محوریت کیفی) نوشته شده است. دستاوردهای پژوهش نشان می‌دهد که: 1. سرمایۀ فرهنگی، برجسته‌ترین سرمایۀ شهریار است و او به واسطۀ انباشت سرمایه، لحظه به لحظه موقعیت خود را در میدان ادبی و خرده‌میدان شعر تغییر می‌دهد؛ 2. مشخصه‌های هفتگانۀ صدق عاطفی و خیال رمانتیک، شیفتگی به حافظ، تأثیرپذیری از ایرج، خلاقیت و اصالت، تمام وقت شاعر بودن، حضور در حافظۀ جمعی عصر و اشعار ترکی شهریار، همچون مشعل‌هایی پرنور، پرتوی افکنده‌اند در راه شهریار برای رفتن و رسیدن به سمت قطب مستقل؛ 3. در طی این مسیر، شهریار به کمک دو ویژگی نبوغ و عاطفه توانست موقعیت خود را در میدان تثبیت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی داروینیستی از رمان قهوه سرد آقای نویسنده اثر روزبه معین</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121900.html</link>
      <description>در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی نظریّه‌ فرگشت بر اساس انتخاب طبیعی، توسط چارلز داروین ارائه شد. این تئوری در حوزه زیست‌شناسی طبقه‌بندی می‌شد اما طولی نکشید که بر دیگر شاخه‌های دانش، از جمله علوم انسانی و اجتماعی سیطره‌ای معرفت‌شناختی و هستی‌شناسانه یافت و به‌تدریج در قرن بیستم باعث ظهور مکاتبی همچون روانشناسی فرگشتی، جامعه‌شناسی فرگشتی، فلسفه فرگشتی و... شد.
 از جمله ساحاتی که از تأثیر این کلان‌تئوری بی‌نصیب نماند، مطالعات ادبی بود؛ برپایه نظریّۀ فرگشت، رویکردی نقدادبی داروینیستی شکل‌گرفت و با بهره‌گیری از نظریّه انتخاب طبیعی، از رفتارهای «گونۀ انسان» در لابلای آثار ادبی تبیینی به دست داد که بیانگر طبع و طبیعت این موجود باشد. براساس این نگرش به نوع بشر، تمامی کردارهای آدمی، قابل ریشه‌یابی در فرایند فرگشت او هستند. سلسله علل این کنش‌ها، در نهایت به چند ویژگی اصلی انسان، یعنی تلاش برای بقا و تولیدمثل قابل تأویل است. 
مقاله حاضر، تلاشی است برای کاربست قواعد فرگشت، در تحلیل رفتار شخصیّت‌های اصلی رمان «قهوه سرد آقای نویسنده» اثر روزبه معین. برای ارائه خوانشی فرگشتی از این رمان، ابتدا به معنا و مبنای فرگشت و سپس تأثیر آن بر نقد ادبی پرداخته، آنگاه مؤلفه‌های آن نظریّه را در این رمان کاویدیم و در ژرفای کنش‌های فردی و جمعی شخصیّت-های داستان، با رفتارهایی همچون: خشونت، حسادت، خیانت، میل به جاودانگی و... مواجه ‌شدیم که همگی ریشه در طبیعت فرگشت‌یافته انسان دارند.
یافته‌های این پژوهش که با احصای کنش‌های فردی و جمعی شخصیت‌های داستان مزبور و تفسیر داروینیستی آنها مدوّن شده، تأییدی است بر قدرت تبیین‌گری فراگیر نظریّه فرگشت در حوزه ادبیات داستانی و  برجسته‌سازی پیشینه و مبانی مشترک تمامی رفتارهای آدمی، باوجود همه تفاوت‌های تاریخی جوامع انسانی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر پیدایش لهجه عامیانه تهرانی بر اساس نظریه زبان درونی و زبان بیرونی ویگوتسکی و چامسکی</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121955.html</link>
      <description>پیدایش و تحول لهجه عامیانه تهرانی را می‌توان در پیوند با نسبت میان زبان درونی و زبان بیرونی تبیین کرد. این پژوهش با اتکا به چارچوبی تلفیقی از نظریه فرهنگی–اجتماعی لئو ویگوتسکی و دستور زبان زاینده نوام چامسکی، این فرض را بررسی می‌کند که لهجه عامیانه تهرانی نه صرفاً محصول تعاملات اجتماعی و نه صرفاً بازتاب یک نظام زبانی ذاتی، بلکه برآیند هم‌کنشی پویای سازوکارهای شناختی زبان و فرایندهای اجتماعیِ درونی‌سازی گفتار است. از منظر ویگوتسکی، گفتار درونی به‌عنوان واسطه‌ای میان تفکر و زبان اجتماعی، نقشی بنیادین در تثبیت الگوهای زبانی ایفا می‌کند؛ در حالی‌که تأکید چامسکی بر ظرفیت‌های فطری زبان، امکان تبیین پایداری ساختارهای نحوی و آوایی را فراهم می‌سازد. با تلفیق این دو دیدگاه، لهجه عامیانه تهرانی به‌مثابه گونه‌ای زبانی تحلیل می‌شود که در آن فاصله میان زبان درونی و زبان محاوره‌ای کاهش یافته است.
از نظر روش‌شناسی، تحلیل داده‌ها بر اساس مدل سه‌بعدی تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف و در سه سطح متن، کنش گفتمانی و زمینه اجتماعی انجام شده است. بدین منظور، مونولوگ‌ها و دیالوگ‌های فیلم قیصر (۱۳۴۸) به‌عنوان نمونه‌ای تاریخی، در کنار داده‌های سینمایی و غیرسینمایی معاصر و نمونه‌هایی از گفتار روزمره بررسی و با یکدیگر مقایسه شده‌اند. در سطح متن، ویژگی‌های واجی، واژگانی و نحوی لهجه تهرانی تحلیل شده، در سطح کنش گفتمانی، شیوه‌های تولید گفتار، به‌ویژه مونولوگ‌ها و نمودهای گفتگوی درونی، مورد توجه قرار گرفته و در سطح زمینه اجتماعی، پیوند زبان با هویت شهری، فرهنگ عامه و بازنمایی نقش‌های اجتماعی تبیین شده است.
یافته‌ها نشان می‌دهد که با وجود گذشت بیش از پنج دهه، تفاوت بنیادینی در ساختار لهجه عامیانه تهرانی مشاهده نمی‌شود و این گونه زبانی از ثبات ساختاری چشمگیری برخوردار است. در مجموع، نتایج پژوهش مؤید آن است که پایداری لهجه عامیانه تهرانی حاصل تعامل پویا میان ظرفیت‌های ذاتی زبان و فرایندهای اجتماعیِ درونی‌سازی گفتار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی استعارة مفهومی-جهتی در مخزن الاسرار نظامی</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121956.html</link>
      <description>از دیدگاه زبان شناسان شناختی، استعاره‌ها در زبان فقط کارکرد زیبایی شناسانه ندارند بلکه به کمک ما می‌آیند تا مفاهییم انتزاعی به وسیلة آن ها درک و شناخته شوند؛ از این رو به منزلة ابزارهایی هستند که به کشف نظام فکری گویندگان منجر می‌شوند و چگونه اندیشیدن نیز به وسیلة آن ها آموخته می شود. استعاره های مفهومی به سه دسته عمده تقسیم می شوند که در این میان استعاره‌های جهتی از بسامد بالایی برخوردارند، دلیل این امر آشنایی عموم مردم با مفهوم مکان است. متون عرفانی و در کل متونی که دربرگیرندة مفاهیم ذهنی  وانتراعی هستند نیاز بیش تری به استعاره ها دارند، جون استعاره ها کمک می کنند تا مفاهیم صورت عینی به خود بگیرند. نظامی از زمرة شاعرانی است که در مثنوی مخزن الاسرار، اندیشه‌های حکمی، فلسفی، عرفانی و دینی خود را در قالب استعاره ها بیان داشته است. او برای بیان و تفهیم این اندیشه ها از استعاره های جهتی به طور برجسته استفاده کرده است. دلیل این امر درک آسان مفهوم مکان و به درک معنی جهات از سوی مخاطب است. در این پژوهش ابتدا جهت های برجسته در مخزن الاسرار استخراج شده و مفاهیمی که شاعر آن ها را با استفاده از جهت های مکانی بیان کرده بررسی و تحلیل شده‌است. دستاورد پژوهش مبنی بر این است که نظامی بسیاری از مفاهیم عرفانی متناسب با استعاره های جهتی بیان کرده‌است: ترک خود، قطع تعلقات، دنیاگریزی، بی توجهی، ارزشمندی، بی ارزشی، بهره مند بودن از فیض حق، معنویت، مادیت و تسلط داشتن بر خود و جهان از جملة مفاهیمی هستند که با استفاده از استعاره های مکانی بیان شده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سفر گرشاسب به روم در گرشاسب‌نامه بر اساس نظریه بیداری قهرمان درون پیرسون</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121980.html</link>
      <description>نقد کهن‌الگویی یکی از رویکردهای نقد ادبی معاصر است که به کشف ماهیّت و ویژگی‌های کهن‌الگو‌ها و اسطوره‌ها و نقش آنها در ادبیّات می‌پردازد. این شیوه نقد که پیشتر و بیشتر براساس نظریه تفرد یونگ در عرصه ادبیات مورد توجه قرار گرفته بود در ادامه بر اساس نظریات دنباله‌روان یونگ، یعنی کمپبل و پیرسون نیز انجام گرفت. در مقاله حاضر نیز، تحلیل کهن‌الگویی «داستان گرشاسب » بر اساس نظریه بیداری قهرمان درون کارول پیرسون صورت گرفته است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و از نظر فضای انجام کار کتابخانه‌ای است.فرض بر این بوده که حوادث سفرهای مختلف گرشاسب در کنار هم الگوی سفر یگانه زندگی او را شکل می‌دهند و از بین این سفر‌ها سفر به روم،  به لحاظ پرداخت به لایه‌های عمیق اندیشه و روان انسان و با بهره‌گیری از نمادها، نمونه ای  از مراحل سفر قهرمان درون  را به تصویر می‌کشد. نتایج بحث حاکی از این است که گرشاسب -قهرمان این سفر- در سیر و سلوک درونی و اجتماعی خود، با پشت سر گذاشتن موانع و آزمون‌های  مختلف، با عشق همراه می‌شود و به شناختی تازه از جهان دست می‌یابد و آنچه حقیقتاً باعث جاودانگی روح گرشاسب می‌گردد آگاهی و شناختی است که در طول سفر به مدد کهن‌الگوهای یاریگر به دست می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنسیت و زن در نمایشنامه‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده</title>
      <link>https://jispll.urmia.ac.ir/article_121981.html</link>
      <description>میرزا فتحعلی آخوندزاده، به‌عنوان بنیان‌گذار ادبیات نمایشی مدرن در حوزه قفقاز جنوبی و ایران، نقطه عطفی در گفتمان اجتماعی-فرهنگی دوران خود محسوب می‌شود که با وارد کردن مسئله زن به عرصه ادبیات نوین، ساختارهای موجود را به چالش کشید. نمایشنامه‌های او به‌مثابه نقد اجتماعی ساختاری عمل می‌کنند و آشکار می‌سازند که زنان چگونه ذیل نظام‌های مبتنی بر سنت‌های مردسالارانه و تفسیرهای محدودکننده از قوانین دینی، به حاشیه رانده شده‌اند. از منظر تئوریک، آخوندزاده جنسیت را از حوزه طبیعی خارج کرده و آن را در چارچوب یک ساختار اجتماعی-فرهنگی تعریف می‌کند. این رویکرد، شخصیت زن را از یک ابژه منفعل به سوژه‌ای دیالکتیکی ارتقا می‌دهد؛ سوژه‌ای که هم‌زمان محصول ساختارهای سرکوبگر و محدود کننده و عاملی برای شروع و تسریع فرآیند اصلاح و تغییر وضع موجود است. شخصیت‌های زن در آثار آخوندزاده، نمودار مقاومت فعال و برخورداری ازعاملیت هستند. آن‌ها با تکیه بر عقلانیت و اراده‌ی آزاد، به چالش کشیدن نُرم‌های اجتماعی برساخته شده می‌پردازند و از طریق کنش‌های آگاهانه به «رهایی» دست می‌یابند. این الگوی ارائه شده، نقش آخوندزاده را به‌عنوان یک اصلاح‌طلب رادیکال در تقابل با وضع موجود تثبیت می‌کند. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش‌شناسی توصیفی-تحلیلی و با رویکرد‌ی انتقادی، به  تحلیل چگونگی بازنمایی زنان در نمایشنامه‌های آخوندزاده و سنجش میزان انطباق الگوهای ارائه شده  با ظرفیت‌های موجود و پتانسیل آن در رهایی‌بخش زنان می‌پردازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
