واکاوی تطبیقی ساختار صحنه در رمان شازده احتجاب هوشنگ‌گلشیری براساس نظریۀ لئونارد بیشاپ

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، نهاد کتابخانه های عمومی کشور، اداره کل کتابخانه های عمومی استان قزوین، قزوین، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

چکیده

زمینه‌ای که شخصیت‌های داستان در آن نقش خود را به صورت پررنگ نشان می‌دهند در اصل صحنۀ است.

صحنۀ داستان، محلی است که آکسیون داستان در آن واقع شده است، زمینه‌ای است که اشخاص داستان نقش خود را بر آن بازی می‌کنند. نویسنده برای این‌که بتواند هم محیط داستان را به خواننده منتقل کند و هم رغبتش را زایل نکند ناچار باید از روش‌هایی بهره گرفته باشد که ساختار صحنه نامیده می‌شود. میزان اهمیت محل وقوع داستان بستگی به نوع داستان دارد. هوشنگ گلشیری در رمان شازده احتجاب از روش‌هاای گوناگونی در ساختار صحنه استفاده کرده است که عبارتند از : آماده‌سازی دوگانه، شروع کردن از وسط صحنه، استفاده تصنعی از فنون داستان‌نویسی، استفاده مکرر از صحنه‌هایی که دوشخصیت دارند، انتقال صحنۀ آینده به زمان حال، ایجاد تعادل بین حادثه و تجربۀ شخصیت، تقسیم صحنه‌های تک حادثه‌ای است. هدف این پژوهش واکاوی تطبیقی ساختار صحنه یا استخراج تکنیک‌های صحنه‌پردازی در رمان شازده احتجاب هوشنگ گلشیری بر اساس نظریۀ لئونارد بیشاپ است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و به شیوۀ کتابخانه‌ای است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد شمار قابل توجهی از مولفه‌های این نظریه در رمان شازده احتجاب هوشنگ گلشیری حضور دارند که پربسامدترین آن ارائه گذشته و آینده به شکلی نمایشی، استفاده مکرر از صحنه‌هایی که دوشخصیت دارند و حفظ تداوم صحنه‌های طولانی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات