تحلیل روابط بینامتنی شهریار با فردوسی بر اساس نظریه ترامتنیت ژنت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان وادبیات فارسی،واحد تبریز،دانشگاه آزاداسلامی ، تبریز-ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز،دانشگاه آزاد اسلامی،تبریز-ایران

3 استادیارگروه زبان وادبیات فارسی،واحد تبریز،دانشگاه آزاداسلامی ،تبریز-ایران.

10.30466/jispll.2025.56850.1046

چکیده

نظریه ترامتنیت رویکردی ساختارگرایانه در مطالعه روابط بینامتنی است که ژرار ژنت فرانسوی آن را ابداع کرده است. تأکید این نظریه بر تعریف و فهم یک اثر ادبی در ارتباط آن با سایر متون است. نویسنده یا شاعر از آثار پیش از خود یا معاصر با خود تأثیر می پذیرد؛ به عبارت دیگر این آثار در آفرینش اثر او نقش دارند. یکی از شاعرانی که می توان اشعار را بر اساس روابط بینامتنی و گفتگوی متن ها مورد مطالعه قرار داد شهریار است که حضور و تأثیر متون مختلف را در متن اشعار او به گونه های مختلف می توان مشاهده کرد. در این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی و و با استفاده منابع کتابخانه ای صورت گرفته روابط بینامتنی شهریار با فردوسی بر اساس نظریه ترامتنیت ژنت بررسی شده است. فرض نویسندگان بر این بوده است که شهریار در ساختار و محتوای اشعار خود، آگاهانه با شاهنامه فردوسی پیوند بینامتنی ایجاد کرده و از آن بهره‌مند شده‌است. مبتنی بر این ایده و بر اساس نظریه ترامتنیت ژنت تأثیرپذیری شهریار از شاهنامه فردوسی اثبات شده است. نتایج پژوهش بیانگر این است که در روابط بینامتنی شهریار و فردوسی، از میان محورهای پنجگانۀ ژنت، برای فرامتنیت و سرمتنیت مصداقی وجود نداشت و مقاله دربردارنده روابط بینامتنی در سه محور بینامتنیت، پیرامتنیت و بیش متنیت است که شواهد و مصداق های هر سه مورد به دقت استخراج و تحلیل شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات