مروری بر پیدایش لهجه عامیانه تهرانی بر اساس نظریه زبان درونی و زبان بیرونی ویگوتسکی و چامسکی

نوع مقاله : مقاله نظری

نویسندگان

1 استاد روان‌پزشکی، گروه روان‌پزشکی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز

2 دانشجوی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی زابل

10.30466/jispll.2026.56479.1039

چکیده

پیدایش و تحول لهجه عامیانه تهرانی را می‌توان در پیوند با نسبت میان زبان درونی و زبان بیرونی تبیین کرد. این پژوهش با اتکا به چارچوبی تلفیقی از نظریه فرهنگی–اجتماعی لئو ویگوتسکی و دستور زبان زاینده نوام چامسکی، این فرض را بررسی می‌کند که لهجه عامیانه تهرانی نه صرفاً محصول تعاملات اجتماعی و نه صرفاً بازتاب یک نظام زبانی ذاتی، بلکه برآیند هم‌کنشی پویای سازوکارهای شناختی زبان و فرایندهای اجتماعیِ درونی‌سازی گفتار است. از منظر ویگوتسکی، گفتار درونی به‌عنوان واسطه‌ای میان تفکر و زبان اجتماعی، نقشی بنیادین در تثبیت الگوهای زبانی ایفا می‌کند؛ در حالی‌که تأکید چامسکی بر ظرفیت‌های فطری زبان، امکان تبیین پایداری ساختارهای نحوی و آوایی را فراهم می‌سازد. با تلفیق این دو دیدگاه، لهجه عامیانه تهرانی به‌مثابه گونه‌ای زبانی تحلیل می‌شود که در آن فاصله میان زبان درونی و زبان محاوره‌ای کاهش یافته است.

از نظر روش‌شناسی، تحلیل داده‌ها بر اساس مدل سه‌بعدی تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف و در سه سطح متن، کنش گفتمانی و زمینه اجتماعی انجام شده است. بدین منظور، مونولوگ‌ها و دیالوگ‌های فیلم قیصر (۱۳۴۸) به‌عنوان نمونه‌ای تاریخی، در کنار داده‌های سینمایی و غیرسینمایی معاصر و نمونه‌هایی از گفتار روزمره بررسی و با یکدیگر مقایسه شده‌اند. در سطح متن، ویژگی‌های واجی، واژگانی و نحوی لهجه تهرانی تحلیل شده، در سطح کنش گفتمانی، شیوه‌های تولید گفتار، به‌ویژه مونولوگ‌ها و نمودهای گفتگوی درونی، مورد توجه قرار گرفته و در سطح زمینه اجتماعی، پیوند زبان با هویت شهری، فرهنگ عامه و بازنمایی نقش‌های اجتماعی تبیین شده است.

یافته‌ها نشان می‌دهد که با وجود گذشت بیش از پنج دهه، تفاوت بنیادینی در ساختار لهجه عامیانه تهرانی مشاهده نمی‌شود و این گونه زبانی از ثبات ساختاری چشمگیری برخوردار است. در مجموع، نتایج پژوهش مؤید آن است که پایداری لهجه عامیانه تهرانی حاصل تعامل پویا میان ظرفیت‌های ذاتی زبان و فرایندهای اجتماعیِ درونی‌سازی گفتار است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات